سایت رسمی کیوان ساکت
 

دیدار شرق و غرب در بوخوم آلمان گفت‌و‌گو با کیوان ساکت، نوازنده تار و سه‌تار

یک شنبه 20 فروردین 1391

 کیوان ساکت، آهنگساز و نوازنده تار، به همراه سه نوازنده ایرانی دیگر، ارکستر سمفونیک بوخوم را روز جمعه ۳ سپتامبر همراهی خواهد کرد. وی در گفت‌وگویی با دویچه‌وله از جزییات این اجرا و حال و هوای موسیقی در ایران می‌گوید.

 کیوان ساکت، همراه با ارکستر سمفونیک بوخوم، قطعاتی را از موسیقی کلاسیک ایرانی و غیرایرانی در چارچوب جشنواره موسیقی در شهر بوخوم آلمان اجرا خواهد کرد. در این کنسرت که روز جمعه، سوم سپتامبر، برگزار می‌شود‌، سه نوازنده ایرانی دیگر نیز کیوان ساکت را همراهی می‌کنند. او به اجرای قطعات موسیقی کلاسیک غربی با سازهای ایرانی شهرت دارد و اساس این کنسرت نیز بر همین پایه است. از سوی دیگر ارکستر سمفونیک بوخوم نیز همکاری‌هایی با هنرمندان خارجی داشته است و جوایز هنری متعددی را از آن خود کرده است. کیوان ساکت، در گفت‌وگویی با دویچه‌وله از این کنسرت و شرایط حاکم بر فعالیت‌های هنری در ایران می‌گوید.

دویچه‏وله: آقای ساکت، شما در شهر بوخوم آلمان کنسرتی برگزار خواهید کرد. لطفاً کمی در مورد جزییات این اجرا توضیح بدهید.

کیوان ساکت: من به اتفاق سه تن از هنرمندان عزیز ایرانی، سرکار خانم شورانگیز ظهیرالدینی که از خاندان موسیقی و نوه‏ی باقرخان رامشگر هستند، آقای دکتر مسیح مدنی که هم دکترای آهنگ‏سازی دارند و هم نوازنده‏ی بسیار خوب ساز تنبک هستند و از شهر گوتنبرگ سوئد به ما می‏پیوندند، و هم‏چنین هنرمند جوان جناب آقای شروین مهاجر از نوازندگان بسیار خوب ساز کمانچه، از مدت‏ها پیش برنامه‏ای را تدارک دیده‏ایم. این برنامه با همکاری وزارت امور خارجه‏ی آلمان و ارکستر سمفونیک بوخوم، در یک سالن بسیار شیک اجرا می‏شود که در قالب یک مجموعه برنامه‏های موسیقی، یک شب هم به برنامه‏ی ما اختصاص داده شده است.

ما در مجموع یازده یا دوازده آهنگ را تمرین کرده‏ایم که روی صحنه اجرا کنیم. از این تعداد آهنگ، چهار کار آوازی و تصنیف داریم. چند قطعه‏ی غیرایرانی نیز اجرا می‏کنیم که عبارتند از: "مارش ترک" اثر موتسارت، "رقص اندلِسی" از روبن اشتاین و قطعه‏‏ی "چهارداش" اثر مونتی که جیپسی اروپای شرقی است.

هم‏چنین یک فانتزی برای تار و ارکستر را در برنامه داریم که دوست عزیزم آقای مانی جعفرزاده و خود من روی چند اثر کار کرده‏ایم. این اثر از "آیریلیق" آذری شروع می‏شود، با کرستاکف و شوستاکوویچ، برامس و موتسارت ادامه می‏یابد و بعد به یک اثر معروف از استاد علی‏نقی خان وزیری ختم می‏شود.

چند آهنگ دیگر را هم من و آقای مهاجر با همراهی ارکستر اجرا می‏کنیم که از ساخته‏های خود من هستند. قطعات "چارداش" و "مارش ترک" را استاد بیضایی تنظیم کرده‏اند و تنظیم بقیه‏ی قطعات بر عهده‏ی خود من بوده است.

این برنامه در قالب یک فستیوال موسیقی برگزار می‏شود. طبیعتاً گروه‏های دیگری هم در آن شرکت دارند.

بله گروه‏های دیگری هم هستند، منتها آن شب فقط به ما اختصاص دارد. گروه دیگری در آن شب برنامه ندارد. در حقیقت ما چهارنفر در دل ارکستر سمفونیک می‏نشینیم. یک سری قطعات را همه با هم اجرا می‏کنیم. یک سری قطعات بدون کلام است و بنابراین خواننده حضور نخواهد داشت. یک سری قطعات بدون همراهی تنبک اجرا می‏شود و چند قطعه را هم تار و کمانچه و تنبک با هم اجرا می‏کنند.

سعی کرده‏ایم تنوعی در کارها وجود داشته باشد. آهنگ‏هایی هم که انتخاب کرده‏ایم، همه فقط ایرانی یا کلاسیک نیستند. قطعات را هم به لحاظ محتوا و هم به لحاظ فرم بسیار متنوع انتخاب کرده‏ایم.

آقای ساکت، فکر می‏کنید اجراهایی از این نوع که با همکاری ارکسترهای غربی صورت می‏گیرد، تا چه حد در معرفی موسیقی ایرانی مؤثرند؟

همان‏طور که می‏دانید، در سال‏های اخیر گروه‏ها و هنرمندان ایرانی در اغلب نقاط جهان، فعالیت‏های زیادی را برای معرفی موسیقی ایران و در حقیقت اشاعه‏ی موسیقی ایرانی داشته‏اند که بیشتر مخاطبان آنان ایرانیان خودمان بوده‏اند و در برخی از اجراها، شاید به دلیل نوع اجرا، مخاطبان غیرایرانی کم‏تر حضور داشته‏اند. اما در این اجرا، بیشتر مخاطبان ما غیرایرانی هستند. هرچند که من در سفر گذشته‏ام به امریکا و اجرایی که در یکی از دانشگاه‏های آن‏جا داشتم، تقریباً ۹۰ درصد مخاطبان‏ام خارجی بودند و خیلی از موسیقی ایرانی استقبال کردند. خیلی خوش‏شان آمده بود.

من فکر می‏کنم، موسیقی ایرانی اگر به نحو مطلوبی اجرا و معرفی شود، این بضاعت را دارد که مانند موسیقی هند و حتی بیشتر از آن، جای خود را در موسیقی جهان باز کند. امروز موسیقی هند را همه می‏شناسند. حتی موسیقی چین و ژاپن هم در میان مردم دنیا شناخته شده است. ولی موسیقی ایرانی تا چندی پیش خیلی کم‏تر شناخته شده بود. اجراهایی از این دست، هرچند مستلزم صرف هزینه‏ی زیادی است و نیاز به اسپانسری [حمایت‌گر مالی] خیلی قوی دارد - که در این مورد وزارت امور خارجه‏ی آلمان ما را دعوت کرده و اسپانسر ماست - ولی اگر به وجه شایسته‏ای اجرا شود، می‏تواند برای معرفی موسیقی ایرانی خیلی مؤثر باشد.

آیا احیاناً قرار است از ارکستر شهر بوخوم یا سایر ارکسترهای آلمان هم دعوت بشود که با همراهی شما در ایران اجرایی داشته باشند؟ یا خود شما قصد اجرایی در ایران را هم دارید؟

اتفاقاً قرار بود این برنامه رفت و برگشت باشد. هنوز هم قرار بر این است که ارکستر بوخوم باز با پشتیبانی وزارت امور خارجه‏ی آلمان به ایران دعوت شود و این برنامه در ایران هم اجرا شود. منتها با توجه به تغییر و تحولات شدیدی که هر روز مانند زلزله در ایران اتفاق می‏افتد و از لحاظ  سیاسی همه‏ی مسائل تغییر می‏کنند، نمی‏دانم هنوز این امکان وجود دارد یا طرف‏های آلمانی ما این علاقه‏مندی و انگیزه را دارند که این برنامه را در ایران اجرا کنند یا نه. اجازه بدهید پاسخ به این سؤال را به آینده موکول کنیم.

از ابتدا بنا بر این بوده که برنامه‏‏ای که در بوخوم اجرا می‏کنیم را در ایران هم داشته باشیم. اما حالا آن را به دست طبیعت واگذار می‏کنیم، ببینیم دست سرنوشت ماجراهای سیاسی ایران را چگونه رقم می‏زند. چون هر ماجرای سیاسی‏ای در هر منطقه‏ای، به ‏خصوص در مناطق شرقی و مناطقی مانند ایران رخ می‏دهد، اولین تاثیر مثبت یا منفی‏ای که می‏گذارد، روی فرهنگ و هنر و نگاه مردم به فرهنگ و هنر است.

وقتی گرانی است، تورم بالا می‏رود و کمبودها می‏آیند، اولین چیزی که از سبد خرید خانواده‏ها حذف می‏شود، محصولات فرهنگی است. مردم آلبوم نمی‏خرند، سی‏دی نمی‏خرند، ممکن است به کنسرت یا سینما نروند، فرزندان‏شان را به کلاس‏های موسیقی نمی‏فرستند، ساز نمی‏خرند، کتاب نمی‏خرند و… چون به‏هرحال نمی‏توانند گوشت را نخرند یا به کلاس کنکور نروند، اما آن‏چه را می‏توانند حذف کنند، حذف می‏کنند و متأسفانه اولین آن‏ها محصولات فرهنگی هستند.

پاسخ به سؤال شما را باید موکول کرد به اینکه ببینیم به کدام سمت می‏رویم و برخورد مردم و کشورهای دیگر با شرایط جامعه‏ی ما چیست. ولی من واقعاً از تمام هم‏وطنان‏ام ممنون هستم که تا این لحظه و تا امروز همه‏ی ما هنرمندان را خیلی زیاد و خیلی خوب حمایت کرده‏اند.

مصاحبه گر: کاوه بهرامی - تحریریه: کیواندخت قهاری