سایت رسمی کیوان ساکت

ضرورت نو انديشي در هنر

جمعه 4 مرداد 1392

رديف هاي موسيقي ايراني گنجينه هاي گرانبهايي است كه ميراث گذشتگان وآيينه ي تمام نماي تفكر و نگرش قدما به زندگي و حيات و روابط اجتماعي  مردمان اين سرزمين است.بي شك حفظ اين ميراث  از هر نوع گزندي وظيفه تاريخي فرد فرد ما بويژه هنرمندان است.هر چند در گذر زمان (چون اين ميراث مكتوب نبوده و به صورت شفاهي از نسلي به نسلي منتقل شده است.)چه بسيار نغمه هايي كه يا از خاطر رفته ويا در اثر خوكامگي برخي هنرمندان به نسل بعد انتقال داده نشده وپس از فوت استاد در سينه ي وي مدفون شده است. ( نظير رديفهاي آقاحسينقلي و ميرزاعبدالله نوشته ي استاد بزرگ علينقي خان وزيري كه پس از رفتن ايشان  به فرنگ دستخوش جور ايام گرديد.) اما با وجود اين آنچه اكنون به ما رسيده شاكله ي كلي  ادبيات موسيقي اين سرزمين پهناور را نمودار مي سازد و گنجينه اي است بس مهم و با ارزش.و اكنون خوشحاليم كه چندي پيش در يونسكو ثبت شد.اما نكته يجالب و در خور توجه اينجاست كه گويي هنرمندان پيش كسوت و قدما نظير مشتاق عليشاه( كه سيم چهارمي به سه  تار افزود) سماع حضور ( مبدع كوك شور در پيانو)- اسمائيل خان و باقرخان رامشگر(نوازندگان كمانچه كه از ويولون استقبال كردند ) - درويش خان ( اضافه كننده سيم ششم به تار و كسي كه براي اولين دفعه آهنگ هاي غربي با تار مي نواخت و مبدع پيش درآمد)- ونوازندگان اركستر انجمن اخوت( به سرپرستي درويش خان) كه از سازهاي غربي نظير ويلون سل و كنتر باس و پيانو استفاده ميكردند ويا استاد يحيي تار ساز كه تار هايي با سر پنجه گيتار ساخته بود و ...با آن كه ازمدرنيته بي اطلاع بودند  ودرس زيبايي شناسي نخوانده بودند معذالك به درك و دريافتي به مراتب واقعي تراز زيبايي شناسي زمان خويش بر مبناي نيازهاي زمان رسيده بودند كه هنوز بسياري از هنرمندان اين روزگار از ان بي خبرند يا دورند.آن بزرگواران مي دانستند كه هنر ايستا رو به زوال ميرود و هنر (به ويژه در شرق) آن زمان به معناي واقعي خويش ميرسد كه در دامان خود عنصر خلاقيت را داشته باشد.والا تكرار صرف گذشتگان هرگز هنر محسوب نخواهد شد.گيريم شخصي تمام دواوين شعراي بزرگي نظير حافظ و سعدي و .. در حافظه داشته باشد و بي ايرادي بخواند .آيا در اين صورت به وي ميتوان لقب هنرمند داد؟البته كه نه.پس اينكه كساني مانند استاد علي اكبر شهنازي و دروش خان و ني داوود واستاد صبا واستاد  پايوربه غير از نو آوري در ساختن آهنگ هاي تازه و پاي بيرون نهادن از دايره ي سنت محض در عين حفظ اصالت ها رديف تازه اي تاليف مي كردند به اين علت بود.زيرا بايد در هر دوره لباسي متناسب با ديد آن روزگار بر اين نغمات زيبا و آسماني پوشانيد تا به هيئت آشنا و قابل دركي براي مردم زمان خود درايد والا از زبان مردم دور و توده از درك آن عجز خواهند ماند.و اين اتفاقي است كه در حال افتادن است و اگر اين ضرورت ها را درك نكنيم مردم به ناچار نياز هاي  خود را از ديگر فرهنگ ها خواهند گرفت( آن هم از بي كيفيت ترين بخش ها) كما اينكه تا حدودي امروز چنين است و متوليان موسيقي نيز بي كوچكترين احساس مسئوليتي آن را به نظاره نشسته اند.

انصراف از پاسخ به کاربر
 
نظرات کاربران پیرامون این مطلب
code