سایت رسمی کیوان ساکت
 

در باره ي موسيقي مذهبي قرون وسطي

سه شنبه 15 مرداد 1392

در اوايل قرون وسطي كليساي كاتوليك از موسيقي انتظار زيبا بودن نداشت‘ بلكه عكس آن را مي خواست.نقش ويژه ي موسيقي در آن هنگام فرو بردن مومنين در حالت خضوع و خشوع غلامانه و فروتني محض ودر هم كوبيدن آثار فرديت و درآوردن آن ها به قالب يك جمع فرمانبردار بود.گناهان شخص را به ياد وي مياوردند تا جاييكه انسان خود را همواره گناهكار بداند.محتواي اين قبيل موسيقي همواره يكسان بود: تو موجودي بيارزش-ناتوان وگناهكاري.خودرابامسيح همذات پندارتارستگارشوي.مثلالحظه به صليب كشيدن مسيح دراين موسيقي همانا عذاب و مرگ وتدفين مسيح به شمار مي رود.به طرزي كه ذهن واكنش مشخصي را درك كند و هيچگونه ذهنيت ديگري نداشته باشد.اين در معماري  آن دوره نيز مشهود است.به عبارت ديگرموسيقي مذهبي احساس نامشخصي را بر نمي انگيخت كه بتواند مثلا مانند موسيقي متزارت يا بتهوون يا موسيقي جديد تداعي هاي زيادي را در ذهن فرد راه دهدو محتواي اين موسيقي به وسيله متن مناجات نامه ها ... تعيين ميشود.علاوه بر آن خود مردم كليسا رو را نمي توان مستمع موسيقي به حساب آورد بلكه به قول هگل احساسات اين شنوندگان منفعل مي گردد و يك عاطفه ي جمعي يكنواختي پيش ميايد كه نقش ويژه اش به وجود آوردن يك احساس است نه بيان احساس.محتوي اين قبيل آهنگ فقط در درون آن نيست بلكه در بيرون آن نيز هست.در واقع اثر موسيقي يا شنوندگان برانگيخته شده معني پيدا مي كند و به تنهايي فاقد پيام مشخصي است.