سایت رسمی کیوان ساکت
 

ايراد واشكال از ماست

جمعه 8 شهریور 1392

آدمي در عالم خاكي نمي آيد به دست     عالمي ديگر ببايد ساخت وز نو آدمي       با خود ميانديشم وقتي حافظ اين رو گفته در چه حالي بودو چه بي مهري ها كشيده از دست اين مردم و جور ايام.ما امروز در اين زمان كه اين همه شرايط عوض شده و حقوق انسانها در همه جا به ظاهر محترم هست و اموزش هاي اخلاقي رواج داره و اغلب مردم با سواد هستند باز از گزند حوادث و سَعايت نامردمان و حسد حاسدان ايمن نيستيم چه رسد به ٧٠٠ يا ٨٠٠ سال پيش.مردماني كه به قول شاملو حافظه ي تاريخي و عاطفي ندارند وبه هر سمتي گج مي شوند شايد منفتي يابند.چطور مي خواهيم موسيقيمان در دل ها نفوذ كند؟ وقتي خواننده ما براي كساني ميخواند و دم تكان مي دهد كه پشت سر لعن و نفرينش مي فرستد.دورويي بيش از اين؟يكي از همين خواننده نما ها ( كه پيش از وقت از اوج لذت به حضيض ذلت سقوط كرد)به من مي گفت چه كنم من رنگ سبز رو دوست دارم (غرض اسكناس ١٠٠٠ توماني بود كه در اون سالها بالاترين اسكناس ما بود).اين همه سنفوني براي امام ها ومنسبت ها و ....ساخته شد.ايا يكي از ملودي هاي انها را كسي در خاطر دارد؟ البته كه نه.چرا چون سفارشي بود و ازدل بر نيا مده بود كه بر دل نشيند.نه از دل و نه با اعتقاد.همينه كه اهنگ موريس ژار مسيحي چون با وجدان واعتقاد به كار خويش ساخته شده مي شود نماد حضرت محمد ودر تولد و وفات حضرت مدام از تمام رسانا ها پخش مي شودو  تلاش هاي اين به ظاهراهنگ سازان معتقد نقشي است بر اب كه تنها دستاوردش اتلاف بودجه است. انچه در اين نسل از ميان رفته معرفت و شرافت و يكرنگي و صفا و عشق است.تو كتاب فارسي مي خونديم چنان خشك سالي شد اندر دمشق كه ياران فراموش كردند عشق .هرگز گمان نمي كردم خود به چشم خود ببينم اين روزگار را.راستي ايا جايي خبري هست هنوز؟ ... مانده خاكستر گرمي جايي؟....هنر  ايينه ي تمام نماي زندگي مردم يك جامعه است.و هنر مند بيان كننده ي ان به مردم.واي  بر ما ايا فرزندان ما در اينده چگونه در باره ي ما قضاوت خواهند كرد؟ ايا ما همان فرزندان جم و كوروش هستيم؟ يا بي تباراني خود باخته  كه در پي لقمه اي روز خود را شب مي كنيم؟يا كساني كه پدر سوختگي را زرنگي و شرافت را حماقت مي پندارند؟ ديري است با من به درشتي سخن گفته ايد ايا خود تابتان هست پاسخي به درستي بشنويد؟................