سایت رسمی کیوان ساکت

انتقاد يك شخص از استاد ساكت

سه شنبه 6 اسفند 1392

اقای ساکت سلام! یک سوال شما چطور به خود اجازه دادید در جشنواره فجر درحضور استادظریف سازبزنید ؟شما شاگرد شاگرد ایشان حمیدمتبسم بوداه اید استادعلیزاده هنوز خود را شاگرد استادظریف می داند اگرهم می گویید من از استاد علیزاده باسوادترم که ان حرف دیگری است !)
و پاسخ استاد ساكت به وي
اقاي غضنفر نژاد گرامي
اشكال در اين است كه پس از انقلاب و پهن شدن دكان  ها و دكه  هاي درويشي و صوفي گري( معرفت فروشي) و مريد و مرادي كه در روزگار امروز حاصلي جز نوچه گري براي عشاق ذوب در حضرات اساتيد و سرازير شدن منفعت مادي و معنوي براي صاحبان د كه ها ندارد (و اين ميان انچه متضرر مي شود همانا موسيقي شريف و نجيب ايراني است)  برخي ساده لوحان هنر را با اين دكان هاي كسب و كار اشتباه مي گيرند و دراين ميان هنرجويان و عشاق موسيقي در بسياري موارد فريب اين دكه داران معرفت ( به قول استاد فقيد يوسف صفوت)را مي خورند والا عرصه هنر انقدر فراخ است كه نه جا براي كسي تنگ مي كردد و نه كسي به كساني كه تظاهر مي كنند وقعي مي گذارد چيز هايي كه جنابعالي گفتيد در نتيجه اين مريد ومرادي و نوچه گري هاست كه در جامعه ما متاسفانه باب شده است كاش به جاي اين حرف ها يك نقد سازنده بود ويا هر چيز ديگري......از ذهن شما مي گذشت.اما فقط حاصل تفكر اين درويش بازي هاست كه به يكي مي گويند اقا و مي شود خدا .
هنر واقعي از چيز ديگري سخن ميراند
از عشق - از دوستي - از زيبايي از انسان
و هر كسي كه بتواند زيباتر بيان كند مقبول تر واقع مي شود.
از صداي سخن عشق نديدم خوشتر     يادگاري كه در اين گنبد دوار بماند
 

انصراف از پاسخ به کاربر
 
نظرات کاربران پیرامون این مطلب
code