سایت رسمی کیوان ساکت

موسیقی یک شب جنگ را تعطیل کرد

جمعه 10 مرداد 1393

موسیقی یک شب جنگ را تعطیل کرد

کیوان ساکت

آهنگساز و نوازنده موسیقی ایرانی
در میان هنرهای مختلف موسیقی دارای یک ویژگی شگفت انگیزی است و آن اینکه بدون آشنایی با زبان و فرهنگ ملتی بیگانه می توان از آثار موزیسین های کشورهای مختلف لذت برد. همین امر باعث شده موسیقی مبدل به زبانی جهانی شود. در تاریخ موسیقی، هنرمندان بسیاری بوده اند که از هنر خود برای بیان مقاصد صلح جویانه و انسان دوستانه و برای ایجاد درک و انگیزه به منظور انجام کارهایی از این دست استفاده کرده اند. گروه «پینک فلوید» با برگزاری کنسرت های معروفش برای صلح و کودکان گرسنه، توانست تاثیر زیادی بر روی افکار عمومی بگذارد. در نتیجه این اقدام، افکار عمومی بر روی دولت ها فشار آوردند تا دست از ستیزه جویی با یکدیگر بردارند.در تاریخ شاهد یک اتفاق شگفت انگیز هستیم که به جنگ جهانی اول مربوط است..ارتش هاي المان بريتانيا وفرانسه با هم در بلژيك در حال جنگ بودند. شب ٢٤ سپتامبر ١٩١٤.كريسمس را تعطيل مي كنند تا لااقل چند ساعتي كريسمس را جشن بگيرند. در ارتش آلمان يكي از سربازان كه سابقه خواندن در اپرا داشت شروع به خواندن ترانه كريسمس ميكند.سربازان جبهه ي مقابل صداي وي را مي شنوند وبا پرچم هاي سفيد به سوي ارتش المان مي روند. آن شب ٣ ارتش در كنار هم شام مي خورند وفرماندهان توافق مي كنند كه از فردا جنگ را آغاز كنند. فرداي آنروز دست و دل كسي به جنگ نمي رود.زيرا از شب قبل و با موسيقي به هم وابسته شده بودند.پس از چند ساعت پرچم هاي سفيد را بالا مياورند و تصميم ميگيرند براي سرگرمي فوتبال بازي كنند.آنها آنقدر با هم رفيق مي شوند كه آدرس خانه هاي خود را به هم مي دهند تا پس از جنگ رفت و آمد داشته باشند.و نامه هايي براي خانواده هاي خود ميفرستند و در آن مي نويسند اينجا از جنگ خبري نيست و يكي از اين نامه ها را سال ها بعد كريستي برگ در يك حراجي به قيمت ١٥هزار يورو مي خرد و فيلمي هم در اين رابطه ساخته شد كه در جشنواره فجر نيز به نمايش درامد. اين يكي از اعجاز هاي موسيقي در تاريخ بزرگترين جنگ جهان بود. موسیقی دانان بزرگی مثل باخ، بتهوون، موتزارت و ... متعلق به یک کشور و یک اقلیم خاص نیستند. آنها متعلق به جهان وجهانیان اند. به همین خاطر است که اگر دقت کنید خواهید دید مردمان اقليم هاي گوناگون و با فرهنگ های مختلف به یک اندازه به این بزرگان و نظاير آنان علاقه مند هستند. ما قدرت و اعجاز موسیقی را دیده ایم و می داینم چگونه برای انتقال مفاهیمی چون صلح و دوستی و عشق کاراست.موسیقی ایرانی به دلیل ساختار خاصی که در فواصل موسيقييايي آن به کار رفته در مقایسه با موسیقی کلاسیک غربی شخصی تر و خاص تر است و شايد به توان گفت سلوي موسيقي ايراني بهترين براي خلوت انسان است. اما در این موسیقی هم پتانسیل بالقوه ای وجود دارد که برای مقاصدی مثل صلح کاراست. از زمانی که استاد علینقی وزیری در عرصه موسیقی ايران حضور پیدا کرد موسیقی ایرانی که تا آنزمان هنری روایی و روایتی بود به هنري توصيفي و مردمي بدل شد. وزیری کارهای زیادی در این باره انجام داد. به عنوان مثال آهنگ «اپرت گلرخ» او در مذمت اعتیاد،اپرت هاي كميك مثل اپرت دايي كچل ترانه هاي ملي ميهني مانند اي وطن و سرودي كه بارها از راديو آلمان پخش شدوبسياري ديگر. از زمان وزیری بود که بيان اندیشه و استفاده از موسیقی ایرانی در بيان الام اجتماع و نيازهاي مردم وميل به انسان دوستي به طرزي جدي از زبان موسيقي ايراني بيان شد. وزيري خود در جواب امير شوكت الملك علم كه درجه سرتيپي را برايش گرفت بود ميگويد: به جاي شمشير مي خواهم با موسيقي مردم را با هم متحد و دوست كنم.در این میان لازم است این نکته را یادآور شوم که موسیقی کلاسیک اروپا بر اساس گام هایی هستند که فواصل پرده و نیم پرده دارند. در حالی که موسیقی ایرانی فواصل کوچکتری هم در بین پرده و نیم پرده دارد که اصطلاحا به آنها ربع پرده می گوییم.( البته همیشه برابر با ربع نیستند، یا کمی کمتراند یا کمی بیشتر).ما از لحاظ صداها و امکانات بیانی و صدایی مواد و متریال بیشتری به منظور بیان احساسات مختلف، اندیشه های انسان دوستانه و صلح جویانه داریم. موسیقی ایرانی هنری درون گرا، شریف و مقدس و است و به همین خاطر شنیدن اش محتاج سکوت است. ولي همين موسیقی در جاي خود زماني كه از ذهن و پنجه ي هنرمندي مردمي و مسلط و دلسوز به گوش ما ميرسد این قابلیت را دارد که برای بیان مقاصد بزرگ بشری مثل صلح و دوستی و عشق و محبت استفاده شود.شخصا چند اثر در همین زمینه بر روی شعر فریدون مشیری با این مطلع ساخته ام: ای همه مردم در این جهان به چه کارید،عمر گرانمایه را چگونه گزارید....، عشق بورزید، دوست بدارید. موسیقی ایرانی با وجود این قابلیت، پیشرفت و ترقی خود را تازه آغاز کرده و آن هم به مدد تلاش های وزیری از سال ١٣٠٢(تاسيس مدرسه موسيقي) به بعد است. اين موسيقي تازه رشد كرده با وجود قدمت زياد خود از اين نقطه نظر هنوز جوان است و باالطبع راه زيادي براي نيل به هدف خود در پيش دارد. موسيقي بياني،توصفي، آرماني و ملي ميهني و پروراندن عشق و صلح دوستي بين مردم از اهم كارهاي موسيقي آن دوره وزيري بود. با این وجود، اين طرز تفكر در موسیقی ایرانی هنوز نوپاست و من سخت بر اين باورم که در دست هنر مندان شايسته می تواند ابزاري كارامد برای صلح جهانی و انسان دوستی باشد.

انصراف از پاسخ به کاربر
 
نظرات کاربران پیرامون این مطلب
code